صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...

سلام آهنگ هر سازم
سلام ای زندگی سازم
تموم هستی ام رو من
به چشمای تو می بازم
*
چشات همرنگ خورشیده
قشنگه صبح امیده
میون این همه لیلی
چشام تنها تو را دیده
*
تو عطر رازقی داری
تو شوق عاشقی داری
نجابت از تو می باره
تو ابری ، هق هقی داری
*
به امید سلام عشق
همیشه از تو می خونم
توی تبعید و تنهایی
تو باشی ، باغ ِ زندونم

تا تو اسمون چشمم پا گذاشتی
دلتو توی وجودم جا گذاشتی
اومدی مثل یه رویا
توی خواب نیمه شب ها
به نگاه بسته ی من طرحی از فردا گذاشتی
گفتی از باغچه خونه
که پر از گل ها ی پونه
به کویر سینه ی من
ابی دریا گذاشتی
قصه هات چه بی ریا بود
به دو چشم پر ز تردید
خطی از وفا گذاشتی
شدی اشنای قلبم
گرمی صدای سردم
به درون سینه من
وسعت دنیا گذاشتی
بادو بال عاشقونه
اومدی رو بام خونه
اما خیلی بی بهونه این دلو تنها گذاشتی

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
هرگز دلم را نمی شکستی
اگر می دانستی که نگاهت به من راستی می دهد
هرگز نگاهت را از من نمی بریدی
اگر می دانستی تکیه گاه من هستی
هرگز دستت را از من جدا نمی کردی
اگر می دانستی تک ستاره آسمان دل من هستی
هرگز چشمانت را از من پنهان نمی کردی
اگر می دانستی که انتظار پایان دارد
هرگز انتظار را بر سر در قلبت نمی نوشتی
اگر می دانستی که فراموشت نمی کنم
هرگز فراموشم نمی کردی
اگر می دانستی که چقدر میفهممت
هرگز این حرف ها را نمی نوشتی
قصه من و تو![]()
قصه من و تو آغازش در دفتر آرزوها بود و داستانش در دفتر ليلی و
مجنون سروده شد
قصه من و تو از آن نيمه شب پر خاطره آغاز شد و اينك نيز با قصه
دوری در حال نوشته شدن است
قصه من و تو آغازی احساسی داشت ، حرفهايی رويايی داشت ، اما
ادامه آن يك داستان عاشقانه و واقعی شد
تو آمدی در خوابم ، نشستی در سرزمين رويايم ، و آن قلب سرخت را
با دو دست مهربانت به من هديه دادی
چه زيبا پر كشيديم به سوی دشت پروانه ها ، چه زيبا بر روی ماه
نشستی و من نيز ماه را به آرامی حركت می دادم
لحظه سفرت لحظه زيبايی بود ، لحظه ای كه بر روی گلبرگ گلی
نشستی و با نسيم عشق به سوی دياری ديگر رهسپار شدی
من نيز در كنار قناری پر بسته نشسته بودم و نوای غمگين او را گوش
ميدادم و به شبنمی كه عكس چشمان خيسم در آن افتاده بود نگاه می
كردم
قصه من و تو قصه زيباترين عشق دنيا است ، قصه من و تو قصه يك
سرزمين بی انتها است ، قصه من و تو ، قصه يك رويای بيدار شدنی
است
آغاز ديدارمان چه پر خاطره بود ، عكس چشمانت هنوز در ذهنم تكرار
هنوزم در پي اونم که ميشه عاشقش باشم
مثه درياي من باشه منم چون قايقش باشم
هنوزم در پي اونم که عمري مرحمم باشه
شريک خنده و شادي رفيق ماتمم باشه
هنوزم در پي اونم که عشقش سادگي باشه
نگاهاي پر از مهرش پناه خستگيم باشه
ميگن جوينده يابندس ولي پاهاي من خستس
من حتي با همين پاها ميرم تا حدي که جا هست
هنوزم در پي اونم که اشکامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش کنه پاک و بگه جونم
بگه جونم نکن گريه منم اينجام بذار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي منم اي واي تو رو ميخوام
خدايا عشق من پاکه درسته عشقي از خاکه
منم اون عاشق خاکي که از عشق تو دل چاکه ...![]()
![]()
![]()
عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ....عشق يعني مهر بي اما
اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر .....عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من
قربان اوست ....عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو .....عشق يعني
عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي .....عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و
نردبان زندگي .....عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده .....يك
شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار .....در خزاني برگريز و زرد و
سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت .....عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و
برخاستن عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده .....عشق يعني مهرباني در
عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل .....عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه
ديوار باش .....عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا .....عشق يعني تنگ بي
ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده .....عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي
بدون تير و دام .....عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها.....
گویند که مکتب عشق را ۱۰ کلاس است :
۱-نگاه
۲-عشق
۳-مهر و محبت
۴-عاطفه و احساس
۵-دوستی
۶-خواستن
۷-بوسه
۸-ازدواج
۹-زندگی
۱۰- مرگ!!!
وقتي کسي رو دوست داري،حاضري جون فداش کني
حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني
به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي
رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي
وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه
فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه
قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني
خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني
حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم
امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم
حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو
فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو
حاضري هر چي دوست نداشت ، به خاطرش رها كني
حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني
حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات
به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات
وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري
تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري
حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دستاش نره
حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره
حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر
امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر
حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني
بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني
حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي
رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي
حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن
ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دست تکون بدن
حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن
کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن
حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت
مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت
وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري
ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري
حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه
به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه
حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني
غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني
حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ
عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ
حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني
پشت سرت هر چي ميگن ، چيزي نگي گوش بكنی
حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن
پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن
وقتي کسي رو دوست داري ، صاحب کلّي ثروتي
اين گنج خيلي قيمتي نذار كه از دستت بره...
اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم 
اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم 
اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي
اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي
اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم
اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم
اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني
اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني
ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال ؟
ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه و کال ؟
ميشي برام ماه شباي بي سحر ؟
ميشي برام ستاره ي راه سفر ؟
ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني
بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني
براي سعادت شبا شعرامو من داد مي زنم 
براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم 
________66868686849840327946___
_______________575654&_________
_______________7634566_________
_______________5643565_________
_______________7645487_________
_______________4863133_________
_______________4689461_________
_______________8745879_________
________56556789567893789378___
________46387354561816181318___
________56867893758765987689___
_______________________________
_______________________________
_______________________________
___1722545325981_______________
_2125445335332588______________
741353322222221388_____________
4523322222222211246_____________
03233222222222221111222223499____
6412222222222222233555555532508___
29122222222222222222333332332188__
_83122222222222222222222222217288_
_6911222222222222222222222221__485
__831122222222222222222222227__388
__58212222222222222222222211___088
___80172222222222222222227____888_
____867222222222222221______0888__
____18512222222211_______488886___
_____887777__________68888887___
______88________508888888______
_______85488888888885_________
______________________________
______________________________
______________________________
___56546_____________78768____
___67887_____________67678____
___68699_____________89899____
___68787_____________74486____
___46786_____________87766____
___78641_____________87545____
___54584_____________48672____
____7978_____________4664_____
____7899_____________7456_____
_____789_____________890______
______90_____________78_______
_______90___________90________
________907_______799_________
__________809___899___________
____________89004_____________
اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي
رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي...
اگه تو مُردي ... من فقط يک بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که
با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا
بدوني هيچ وقت تنها نيستی...
گفتی بمان
می خواستم... اما نمی شد
گفتی بخند
بغز گلویم وا نمی شد
گفتم که می ترسم من از سحر نگاهت
گفتی نترس ای خوب من... اما نمی شد
می خواستم ناگفته هایم را بگویم
یا بغز می آمد سراغم... یا نمی شد.
گفتی که تا فردا خدا حافظ ولی آه...
آن شب نمی دانم چرا فردا نمی شد..